بازی روانشناختی درخشانی که اجازه نمیدهد احساس امنیت کنیم.
The Game یکی از سرگرمکنندهترین و هوشمندانهترین تریلرهای روانشناختی دیوید فینچر است؛ فیلمی که با یک ایده ساده شروع میشود، اما آن را چنان دقیق و حسابشده پیش میبرد که مخاطب خیلی زود دیگر نمیتواند تشخیص دهد چه چیزی واقعیت دارد و چه چیزی بخشی از بازی است.

چیزی که بیش از همه در این فیلم برای من جذاب بود، کنترل فوقالعاده فینچر روی ادراک مخاطب است. هر اتفاق تازه سؤال دیگری ایجاد میکند و هر پاسخی که تصور میکنیم به آن رسیدهایم، خیلی زود با تردید تازهای مواجه میشود. درست مانند نیکلاس ون اورتون، ما هم دائماً نمیدانیم چیزی که میبینیم واقعاً اتفاق افتاده یا بخشی از یک بازی پیچیده و حسابشده است.
مایکل داگلاس در نقش نیکلاس ون اورتون، مرکز عاطفی بسیار خوبی برای فیلم ایجاد میکند. شخصیت او فقط درگیر حل یک معما نیست، بلکه بهتدریج مجبور میشود با زندگیای روبهرو شود که در آن ثروت و موفقیت، جای ارتباط انسانی و احساس را گرفتهاند. بنابراین «بازی» فقط یک سرگرمی عجیب نیست، بلکه به عاملی برای تغییر شخصیت اصلی تبدیل میشود.
کارگردانی فینچر نیز فوقالعاده است. فضای سرد و کنترلشده فیلم بهتدریج حالتی خفهکننده و پارانوئید پیدا میکند و محیطهای آشنای سانفرانسیسکو کمکم به مکانهایی تهدیدکننده و غیرقابل اعتماد تبدیل میشوند. فینچر دقیقاً میداند چه اطلاعاتی را در اختیار مخاطب قرار دهد و مهمتر از آن، چه اطلاعاتی را پنهان کند.
نکتهای که باعث شد The Game برای من به یک فیلم ۹ از ۱۰ تبدیل شود، این است که فیلم تقریباً در تمام طول مسیر، ذهن مخاطب را درگیر نگه میدارد. داستان دائماً احتمال جدیدی ایجاد میکند و وادارتان میکند اتفاقی را که چند دقیقه قبل دیدهاید دوباره ارزیابی کنید. فیلم فقط از شما نمیخواهد یک معما را حل کنید؛ بلکه کاری میکند حتی درباره وجود خود معما هم شک کنید.
البته برای پذیرفتن بعضی اتفاقات و همزمانیهای بسیار پیچیده فیلم، باید مقداری از منطق واقعگرایانه فاصله گرفت. برخی اتفاقات بیش از حد حسابشده به نظر میرسند و فیلم گاهی برای حفظ بازی روانی خود به تصادف و اغراق متوسل میشود. اما کنترل فوقالعاده فینچر روی تعلیق و توانایی او در حفظ ابهام، این ضعفها را تا حد زیادی جبران میکند.
The Game دقیقاً از آن تریلرهایی است که من دوست دارم: هوشمند، غیرقابل پیشبینی، فضاسازیشده و درگیرکننده؛ فیلمی که تا پایان ذهن مخاطب را درگیر بازی خودش نگه میدارد.
این وبلاگ، فضای شخصی سعید هاشمخانی برای نوشتن درباره سینما، فیلم و داستانگویی است.