كلامي از خداي رحمان
کسی درخواب ديد باخدا درساحل قدم ميزند !
برگشت به پشتش نگريست دوجای پاراديد .. ازخدا پرسيد اين ردپاها متعلق به کيست ؟
خدا گفت : من وتو . اوگفت چرا دربعضی جاها جای پای یک نفراست ؟
خداگفت آن ها متعلق به سختی هاست ... اوباصدای شکوه آميزی گفت: پس تو مرا درهنگام سختی ها تنها گذاشتی؟ ...
خداوند باصدايی آرام گفت : نه ! آنها متعلق به من است که تو را هنگام سختی ها بردوش ميبردم ...
برگشت به پشتش نگريست دوجای پاراديد .. ازخدا پرسيد اين ردپاها متعلق به کيست ؟
خدا گفت : من وتو . اوگفت چرا دربعضی جاها جای پای یک نفراست ؟
خداگفت آن ها متعلق به سختی هاست ... اوباصدای شکوه آميزی گفت: پس تو مرا درهنگام سختی ها تنها گذاشتی؟ ...
خداوند باصدايی آرام گفت : نه ! آنها متعلق به من است که تو را هنگام سختی ها بردوش ميبردم ...
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 17:58 توسط سعيد هاشم خاني
|
تمام تلاش من اینست که هر چه می خوانم را بطور خلاصه و کاربردی در خصوص مدیریت و مطالب انگیزشی در وبلاگ قرار بدهم.