کسی درخواب ديد باخدا درساحل قدم ميزند !
 برگشت به پشتش نگريست دوجای پاراديد .. ازخدا پرسيد اين ردپاها متعلق به کيست ؟
 خدا گفت : من وتو . اوگفت چرا دربعضی جاها جای پای یک نفراست ؟
 خداگفت آن ها متعلق به سختی هاست ... اوباصدای شکوه آميزی گفت: پس تو مرا درهنگام سختی ها تنها گذاشتی؟ ...
 خداوند باصدايی آرام گفت : نه ! آنها متعلق به من است که تو را هنگام سختی ها بردوش ميبردم ...